چرخش فلسفه سیاسی به سوی دموکراسی؟

نویسنده

استادیار گروه علوم سیاسی دانشکده علوم انسانی دانشگاه سمنان

چکیده

امروزه اهمیت کانونی دموکراسی بر کسی پوشیده نیست و کمتر گرایش یا نحله‌ی فکری را می توان یافت که در فرمول بندی دیدگاه‌های خود نسبت به این موضوع بی تفاوت باشد. همین اهمیت کانونی دموکراسی موجب تغیر و تحول در ایستار بسیاری از نظریه‌های سیاسی نسبت به دموکراسی شده است. شاید یکی از مهم‌ترین این تلاش‌ها به شاغلان در فلسفه سیاسی بر می‌گردد که کوشیده‌اند تا ایستارهای منفی این گرایش نسبت به دموکراسی را مورد تجدیدنظر و بازبینی قرار دهند. مقاله‌ی حاضر می‌کوشد ضمن بیان مولفه‌های اصلی این تجدیدنظرطلبی به ارزیابی انتقادی آن بپردازد.
امروزه اهمیت کانونی دموکراسی بر کسی پوشیده نیست و کمتر گرایش یا نحله‌ی فکری را می توان یافت که در فرمول بندی دیدگاه‌های خود نسبت به این موضوع بی تفاوت باشد. همین اهمیت کانونی دموکراسی موجب تغیر و تحول در ایستار بسیاری از نظریه‌های سیاسی نسبت به دموکراسی شده است.

کلیدواژه‌ها